پاسخ همه خودآزمایی زبان فارسی سوم دبیرستان

خود آزمایی درس دوم (جمله ) ، ص ۱۹

 

۱-اخترشناسان:    اختر:تکواژآزادقاموسی/شناس:آزادقاموسی/ان:وابسته ی تصریفی
تاریخچه:   تاریخ:آزادقاموسی/چه:وابسته اشتقاقی
آفریدگار:   آفرید:آزادقاموسی/گار:وابسته ی اشتقاقی
قشنگ تر:    قشنگ: آزاد قاموسی/ تر: وابسته ی تصریفی

 

نیکوترین:   نیکو:آزادقاموسی/ترین: وابسته تصریفی
گل خانه:   گل وخانه هردو آزادقاموسی
دانش پژوه:دان:آزادقاموسی/-ش:وابسته اشتقاقی/پژوه:آزادقاموسی
۲- الف) شاعری غزلی بی معنا و بی قافیه سروده بود . ( مستقل ساده )
ب) آن را نزد جامی برد . ( مستقل ساده )
پ)پس ازخواندن آن گفت:«همان طوری که دیدید ، در این غزل از حرف «الف» استفاده نشده است . » (مستقل مرکب)
ت) جامی گفت : «بهتر بود از سایر حروف هم استفاده نمی کردید !» ( مستقل مرکب )
۳-

انتصاب : همان یک انتصاب نادرست او /  انتساب : چنین انتساب عالی خانواده
تعلّم : همین تعلّم دوره ی ترتیب معلّم شیراز/  تالّم : بزرگترین تالّم خاطر دوران کودکی مادر بزرگ حیات : حیات : شورانگیز عاشقانِ دلسوخته ی الهی/  حیاط : بزرگ ترین حیاط مدرسه ی شهر ما
جذر : جذر این عدد چهار رقمی/  جزر : جزر فریبنده ی رودخانه ی اروند
برائت:همین برائت مسلمانان جهان از مشرکین/  براعت: این براعت طبع بزرگان دین اسلام
خویش: همان خویشان بزرگ پدر او/  خیش: این خیش فرسوده ی مزرعه ی ما
صواب:این دو کار صواب دانش آموزان مدرسه ما/  ثواب: بهترین ثواب آخرت انسان ها
  

 

 

خود آزمایی درس سوم (ویرایش ) ، ص ۲۹

 

۱-
موضوع ساده اما نگران کننده این است که وقتی انرژی بدن کاهش یابد می تواند، به راحتی شما راعصبانی کند.
موضوع ساده اما نگران کننده این است که کاهش انرژی بدن موجب عصبانیت شما می شود .

 

اکنون شرکت های تعاونی از موقعیت خوبی برخوردارند .
اکنون شرکت های تعاونی موقعیت خوبی دارند .

 

- مجریان ( اجرا کنندگان ) این طرح باید جرئت خطر کردن را داشته باشند .
- لازمه ی اجرای این طرح خطرکردن است .

 

- نبود برنامه ی مناسب مانع اجرای به موقع فعالیت های ورزشی شده است .
- عدم (نبود) برنامه ی مناسب ، فعالیت های ورزشی را به تأخیر انداخته است .

کاهش بارندگی در سال گذشته درکمبود منابع آب های زیرزمینی موثّر بوده است .

 

کاهش بارندگی پارسال (سال گذشته ) باعث کمبود آب های زیرزمینی شده است .

بخش بعدی برنامه را ببینید .
به بخش بعدی برنامه توجه بفرمایید .

 

مورّخان جرئت کردند کشف خود را افشا کنند .(آشکارکنند)
مورخان با جرئت کشف خود را افشا کردند .

 

-ادامه ی چنین تمرین هایی و تأکید بر آن ها مهارت های نگارشی را تقویت می کند .

 

در این مواقع انسان دچار خود پرستی می شود که پسندیده نیست .
- در این مواقع انسان دچار خود پرستی بیهوده ای می شود .

 

حسن به برادرش گفت :« مقاله ات منتشر شده است .»
حسن به برادرش گفت :« مقاله ام منتشر شده است .»
حسن خبر انتشار مقاله ی برادرش را به وی داد .
حسن خبر انتشار مقاله ی خود را به برادرش داد .
۲-
الف) واژه هایی که از نظر شکل نوشتار و گفتار یکسان هستند .

 

کنار: آغوش     

چنگ: دست             

لب :کنار

کنار: ساحل     

چنگ : نوعی ساز       

لب : عضو بدن

 

ب) واژه هایی که در یک واج اختلاف دارند :

 

گِل

پَر

صَخره : تخته سنگ

گُل

پُر

سُخره : ریشخند

 

پ) واژه هایی که از نظرتلفظ یکسان و از نظر نوشتار متفاوت است .

 

خواست

 خوان

حیاط

خاست      

خان                  

حیات

 


3-

 

پرور+ش + گاه + ی یا ( ها)

زیب+ ا + پسند + انه

نا + جوان+ مرد+ انه یا ( ی )                       

سر+ افراز+ ی (ان)

فرا+ گیر + ی

فرمان + برد + ار + ی

 

 خود آزمایی درس چهارم(املای «همزه » در فارسی ) ، ص ۳۴
۱-

 

نشئت

اداره

مؤانست

مآخذ

مرئوس

اشمئزاز

سؤال

ائتلاف

ملجأ

 

 

  

 

 

 

2-

 

الف. برخی از حروف  الفبای فارسی شکل نوشتاری متفاوت ولی صدای مشترک دارند (هـ ، ح ) ( س ، ث، ص) (ز، ذ، ض ، ظ) (ق، غ) (ت، ط) (ء ، ع )  

ب. واژه های هم آوا؛ همچون:

 

خواست

 خوان

حیاط

خاست     

خان                 

حیات

 

 

 

 

 

پ.  ترکیب های عربی رایج در زبان فارسی که صورت املایی متفاوت و دشواری در زبان فارسی دارند؛ مانند: بالاخره ، حتماً  و ...

 

۳-خوار، نیایش ، شب پره ، والسلام ، خویش ، شنبه ، دست بند، منبر، سنبل

 

خودآزمایی درس پنجم ( مطابقت نهاد و فعل ) ، ص۴۱
۱- «جوشید» و«ترکید» چون ناگذر هستند ، مجهول نمی شوند و باید ابتدا آن ها را گذرا کنیم ، سپس مجهول سازیم .
الف )آب جوشید .                       الف ) بادکنک ترکید.
ب )آشپز آب را جوشاند.            ب ) احمد بادکنک را ترکاند.
پ )آب جوشانده شد .                 پ ) بادکنک ترکانده شد
ت) بلی                                    ت ) بلی
۲- آن ها با اسب حرکت کردند ، ما نیز به دنبالشان (حرکت کردیم : لفظی) . (ما : لفظی ) صبح زود رسیدیم . آن ها زودتر ( از ما : لفظی ) ( رسیدند : لفظی ) شهرمیان دشت گسترده بود . (شهر: لفظی ) پر از دارودرخت
 ( بود : لفظی ) (شهر: لفظی) حالتی رویایی ( داشت : معنوی ) مثل این بود که ( ما : لفظی ) به بهارستانی نادیده چون مینو قدم نهاده ایم . (شهر: لفظی) در قرن سوم بنا شده بود . از آن زمان تاکنون ، (شهر: لفظی) آرام و سبز در کنار کویر نشسته۱ چشم به راه آمدن مسافری بود که ( آن مسافر: لفظی ) به دیدارش می‌آمد .

 

3-  دانایان ی           پختگی  گ            ترشیجات  ج         بچگانه گ       سخن گویان  ی      گرسنگان  گ روستایی  ی        نامه ای  ء (همزه)      

  بانوان  و banu + an = banu v an              زانوان و     zanu + an = zanu v an  

 

 

خودآزمایی درس ششم (نگارش تشریحی) ص ۴۸

 

۱و۲- به عهده ی دانش آموز است .
۳-
q اگر گوینده و نویسنده به صحت مطلبی اطمینان نداشته (باشند) نباید آن را بیان ( کنند) . 
 در کتاب فعل با نهاد مطابقت ندارد .
q جمله نیاز به ویرایش ندارد . 
 فعل با نهاد مطابقت دارد .(هردو مفرد است )
q درصورتی که گفتارمان با رفتارمان مطابقت نداشته (باشد) ، اعتماد مردم را ازدست می دهیم . 
درجمله اول فعل با نهاد مطابقت ندارد .
q این مسئله در شورای دبیرستان مطرح ( شد ) و مورد بررسی قرار گرفت 
(شد ، بدون قرینه حذف شده است )
q
 جمله نیاز به ویرایش ندارد. -
۵- بامدادان : زمان        شادان : قید             کندوان : مکان
      سپاهان : مکان        پاییزان : زمان         گیاهان ، و سواران و مردان : «ان» علامت جمع است .

 

فعالیت ۱ ، ص ۴۹درس هفتم

 

 فعل

شخص

زمان

گذر

معلوم یا مجهول

وجه

نمی خواندند

سوم شخص جمع

ماضی استمراری

گذرابه مفعول

معلوم

اخباری

می نشاندیم

اول شخص جمع

ماضی استمراری

گذرای سببی به مفعول

معلوم

اخباری

دوخته نمی شد

سوم شخص مفرد

ماضی استمراری

ناگذر ( معلوم این فعل گذرا است )

مجهول

اخباری

بیایند

سوم شخص جمع

مضارع التزامی

ناگذر

معلوم

التزامی

داشتندمی آمدند

سوم شخص جمع

ماضی مستمر

ناگذر

معلوم

اخباری

  

 

فعالیت ۲ ،ص۵۲

پخت : او را پختند. ( از نظر فکری آماده کردند )  از گرما پختم. ( خیلی گرمم شد)
او خیال تازه ای می پخت .( او فکر تازه ای در سر می پروراند ) میوه پخت .( رسید )
او در این کار کاملاً پخته شده است .( تجربه کسب کرده است ) مادر غذا را پخت .( طبخ کرد)
اوچنان هوسی در دل پخت . ( میل به هوس را به دل راه داد.)
دوخت : چشم به دردوخت .(خیره شد) دهانش را دوختند .(بستند)
خودش برید و خودش دوخت .( مطابق میل خود کاری را انجام داد ) لباس را دوخت ( به هم وصل کرد ) او را با تیر به درخت دوخت.(چسبانید)

 

فعالیت ۳ ، ص ۵۳

ساده معنی پیشوندی معنی
یافتن و بازیافتن:  پیداکردن ، چیزی به دست آوردن // تفاوت معنایی ندارد
آمدن : متضاد رفتن /  برآمدن:  بالا آمدن ، طلوع کردن  // تفاوت معنایی دارد
گردانیدن : نمودن، چرخاندن /  بازگردانیدن:  مراجعت دادن ، پس فرستادن // تفاوت معنایی دارد
گذشتن: عبورکردن، صرف نظر کردن/    درگذشتن: مُردن//  تفاوت معنایی دارد
فرستادن:  ارسال کردن/   بازفرستادن: پس دادن، برگرداندن//  تفاوت معنایی دارد
آسودن: آرام گرفتن ، آرمیدن / برآسودن: آرام گرفتن ، استراحت کردن // تفاوت معنایی ندارد
گماشتن: کسی را به کاری منصوب کردن/   برگماشتن: منصوب کردن ، وکیل کردن// تفاوت معنایی ندارد
گرفتن: پذیرفتن ، اخذ کردن/ فراگرفتن: آموختن ، احاطه کردن// تفاوت معنایی دارد
داشتن:  دارا بودن /  واداشتن:  وادارکردن//  تفاوت معنایی دارد

 

 

خودآزمایی ، درس هفتم(گروه فعلی) ، ص ۵۵

 

۱- علی ، دوستم را با اتوبوس به ییلاق بُرد و یک هفته او را در آن جا گذاشت .
- سال گذشته که دوستان او را به کوهنوردی برده بودند، سنگ بزرگی را از کوه غلتاندند و به درّه انداختند.

 

۲-

 

خوردن:
- خورد: او غذا خورد . 
 ۳ جزئی مفعولی
- برخورد : ما در راه به هم برخوردیم . 
 ۳ جزئی متممی
- فروخورد : او خشم خود را فرو خورد . 
 ۳ جزئی مفعو لی
داشتن :
- داشت: من چند کتاب داشتم . 
 ۳ جزئی مفعولی
- برداشت: او کتاب را برداشت . 
 ۳ جزئی مفعولی
- واداشت : او مرا به این کار واداشت . ( وادار کرد ) 
 ۴ جزئی مفعولی ، متممی
- بازداشت : او مرا از این کار بازداشت (منع کرد). 
 ۴ جزئی مفعولی ، متممی
چیدن :
- چید: او میوه ها را از درخت چید. 
 ۳ جزئی مفعولی
- برچید: دست فروش بساطش را برچید.(جمع کرد) 
 ۳ جزئی مفعولی
گشتن :
- گشت : او تمام خیابان راگشت . 
 ۳ جزئی مفعولی
- برگشت : او دیروز ازمسافرت برگشت. (آمد) 
 ۲ جزئی
آشفتن :
- آشفت : پدر ازحرکات او آشفت . ( غضبناک شد) 
 ۳ جزئی
- برآشفت : او از سخنان من برآشفت. (غضبناک شد) 
 ۳ جزئی
انگیختن:

 

-        برانگیختن : شکوفه های بهاری احساس شاعرانه در ما برمی انگیزد.

 

بستن :
- بست : در اتاق را بست . 
 ۳ جزئی مفعولی
- بربست : او بار خود را بربست . ۳
جزئی مفعولی
- فروبست : اوچشمش را فروبست . 
۳ جزئی مفعولی
رسیدن :
- رسید : فریده به خانه رسید . 
 ۲ جزئی
- فرارسید : فصل زمستان فرارسید. 
 ۲ جزئی
- در رسید: یکدفعه او دررسید . (آمد) 
 ۲ جزئی
بردن :
- برد: فریبا بچه را به مدرسه برد. 
 ۳ جزئی مفعولی
- فروبرد: او سرش را در آب فرو برد. 
 ۴ جزئی مفعولی ، متممی
ریختن :
- ریخت : آب بر زمین ریخت . 
 ۲ جزئی
- فرو ریخت : باران از آسمان فرو ریخت . 
 ۲ جزئی
گرداندن :
- گرداند: باران هوا را سرد گرداند. 
 ۴ جزئی مفعولی ، مسندی
- برگرداند: او کتاب را برگرداند. 
 ۳ جزئی مفعولی
- بازگرداند: او هدیه را بازگرداند.( پس داد) 
 ۳ جزئی مفعولی
خواندن :
- خواند: او کتاب را خواند . 
 ۳ جزئی مفعولی
- فراخواند : مدیر دانش آموز را فراخواند. ( احضار کرد ) 
۳ جزئی مفعولی
- فروخواند : او سخن را به گوشش فرو خواند .( بدو فهماند ) 
 ۴ جزئی مفعولی  متممی
ماندن :
- ماند : فاطمه در خانه ماند . 
 ۲ جزئی
- فروماند : ماه از جمال محمد( ص ) فروماند . ( متحیر شد ) 
۳ جزئی متممی
- درماند : خسرو از جواب دادن درماند . (عاجز شد) 
 ۳ جزئی متممی
- بازماند : او از ادامه راه باز ماند . ( خسته شد ، عقب افتاد ، عقب ماند ) 
۳ جزئی متممی
خواستن :
- خواست : علی از من کتاب خواست . 
۳ جزئی مفعولی
- درخواست و باز خواست : در زبان معیار به صورت فعل پیشوندی کاربرد ندارد و معمولاً در معنی مصدری به کار می رود . درخواست او مثل درخواست او منطقی نبود .

 

۳-  

 

او در منزل استیجاری ( اجاره ای ) زندگی می کند.

 

همه ی بچّه ها به او احسنت گفتند.         مسح سر و پا از اعمال وضو است.

 


خود آزمایی درس هشتم (زندگی نامه نویسی) ، ص ۶۳

 

1-   تکلیف دانش آموزان است .
۲- بیان غیر مستقیم به شیوه ی داستانی یا رمان گونه بااستفاده از گونه ی ادبی

 

                              فعالیت درس نهم (جمله ی ساده واجزای آن ) ص ۶۷

 

آموختن:

 

من این مطلب را از او آموختم . ( یاد گرفتم) ۴ جزئی مفعولی متممی
من این مطلب را به او آموختم . (یاد دادم ) 
 ۴ جزئی مفعولی متممی
من مطلب را آموختم .( درک کردم) 
 ۳ جزئی مفعولی

 

گرفتن :
خورشید گرفت ( تاریک شد ) دوجزئی

 

آب همه جارا گرفت ( احاطه کرد) سه جزئی

 

علی علیه السلامدست یتیمان را می گرفت.(کمک می کرد) سه جزئی

 

دامدار برّه را از شیر گرفت. (جدا کرد) چهار جزئی  

 

  خود آزمایی درس یازدهم (بازگردانی و بازنویسی)

 

1- الف) اگر تو هوشمندی به معنی توجه کن زیرا که ظاهر و لفظ به جای نمی ماند بلکه معنی حقایق معنوی پایدار است .

 

ب) من از روییدن خار بر سر دیوار دانستم که ناکس با این بالانشینی ها ( مقام ها ) کس نمی گردد.

 

مصراع دوم : که ناکس کس نمی گردد بدین بالانشینی ها

 

1 4 5 6 2 3

 

پ) اگر همواره خواستار موفقیت هستی راه و رسم بردباری را از مورچه بیاموز.

 

/ 0 نظر / 24 بازدید