درس نیوز
جواب فعالیت ها،جواب تمرین ها،نمونه سوال،شرح آزمایش ،بازی و نرم افزار و امکانات دیگر ...
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین رستمانی - ۱۳٩۱/۱۱/۱٥

حکایت بخشش و شکرگزاری

امام رضا (ع) در مدینه یک باغ انگوری داشتند.

شخصی نزد حضرت آمد و گفت که من فقیر هستم و می خواهم ازدواج کنم.

امام (ع) یک حبه ی انگور به او دادند و او نگاه تحقیرآمیزی به آن انگور کرد، شکرگزاری نکرد و گفت که این به چه درد من می خورد؟ من می خواهم بدهی هایم را بدهم. او روحیه ی ناشکری داشت. حضرت او را رد کردند.

نفر بعدی آمد و حضرت یک حبه ی انگور به او دادند و او شکرگزاری کرد و بعد امام خوشه ی انگور را به او دادند و او به شکرگزاری اش ادامه داد، امام ظرف انگور را به او داد و او همچنان به شکرگزاری اش ادامه می داد و حتی می گفت که من این حبه های انگور را نمی خورم و آن را در ظرف آبی می اندازم و آب را تبرک می کنم و به دیگران می دهم.

این تفاوت روحیه شکرگزار کننده ی نعمت و کفران کننده ی نعمت است.

برای حضرت قلم و کاغذ آوردند و حضرت درختی که آن انگور از آن چیده شده بود را به اسم آن فرد کردند. او همچنان به شکرگزاری ادامه می داد و حضرت تمام باغ انگور را به نام او نوشتند و او همچنان شکر خدا را می کرد و حضرت نهر آب را هم به اسم او نوشتند و با سند به او دادند. در آخر به جای ادامه ی شکرگزاری، او از آقا تشکر کرد و اجازه گرفت که برود و خویشاوندانش را از رأفت آقا آگاه کند.

وقتی او رفت، امام فرمود: اگر به شکرگزاری پروردگارش ادامه می داد ما هم به جود خودمان ادامه می دادیم.

آن جوان گفت که او هیچی نخواست و شما همه چیز به او دادید ولی من همه چیز خواستم و شما به من یک حبه ی انگور دادید.

امام فرمود: اخلاق ما اهل بیت اخلاق رحمانی است و مگر نشنیده ای که خدا میفرماید :شکر نعمت، نعمت تو را زیاد می کند و کفران نعمت تو را دچار عذاب شدید می کند. برو ادب شکرگزاری پیدا کن.

حسین رستمانی
سلام ؛ حسین رستمانی هستم مدیر و نویسنده این وبلاگ . امیدوارم مطالب مورد استفاده تان قرار گرفته باشد و ما را با نظرات خود دلگرم کنید.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
نظرسنجی‌ها و کدهای اضافی :